عنوان مطلب شعاری است که اهل کربلا بعد از ظهرعاشورا میدهند و امابعد:
اول : حقیقتاْ محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است در ایامی که ما در آن سوی مرزها بودیم برخی به فضل خدا مشتشان جلوی همه باز شد. امروز تشت این جریان از بام افتاده است. در ایام انتخابات که مدام از نفوذ جریانات منحرف و بر انداز در تشکیلات آقایان سخن میگفتیم دوستان ما با حمل بر صحت ما را به سخنان و حرفهای عسلی این آقا توجه میدادند. اما معلوم بود جایی که افراد بیدین و مغرض در کنار مسلمان نماز شب خوان(در ظاهر) قرار میگیرند بدانید که دمب خروس است و قسم حضرت عباس و محل رشد نفاق. نتیجه آن اغماضها این فجایع است و این نتیجه دور از انتظار نبود. امروز پنجه در صورت آفتاب کشیدهاند و محرم از هرسال غم بارتر است.
دوم: بزودی درباره انحرافات مارکسیستی آمیخته شدنشان با فکر و روشهای انقلاب اسلامی و مصیبتهایی که هنوز از جناب مارکس بر انقلاب ما میرود مطلبی خواهم نوشت. من حتی جریانات اخیر را نتیجه رسوخ «نوعی مارکسیسم مبتذل» در ذهن آقایان میدانم.
سوم: جهت تنویر افکار در باب مفهوم بازار یک جمله میگویم باقیش برای بعد پدرم یکبار میگفتند پسرم کاسبی و حجاب و حیای اسلامی این دو اگر تأمین بود همه چیز حکومت و ملک و مملکت به سامان میشود این تعبیر ساده و در عین حال بلند همه مفهوم اصیل انقلاب 57 است مفهومی که باعث میشود انتخابات را بر خلاف تصور همه احمدی نژاد با این اختلاف ببرد اما این مفهوم باید بسط بیشتری یابد متأسفانه در سخن گفتن راجع به ابعاد انقلاب خلأ مشهود است.
چهارم: یک نظر سنجی که دوستارم نظر دوستان را با اشارهای که بتوانم نام آنها را بدانم بفهمم. نظر سنجی سرگشاده: آیا شما صلاحیت رقیب اصلی رییس جمهور در این انتخابات را برای کاندیداتوری در دور بعد ریاست جمهوری تأیید میکنید ؟
سیاسان و سرداران
سال گذشته حاج حسن خمینی مصاحبه کرده بود با یکی از شمارههای شهروند امروز آنجا آسیب شناسی کرده بود از انقلاب و یکی از آسیبها را با عنوان دخالت نظامیان در سیاست شمرده بود. هنوز مصاحبه چاپ نشده بود که سایت نوسازی علیه او مقاله نوشت که «راز گل انداختن لپهای سید حسن خمینی» و این پایان ماجرا نبود موجی از اعتراضات به راه افتاد که به بیت امام توهین شده است. بازار اعتراضات مطبوعاتی داغ بود که آقای توسلی هم فوت کرد و موضوع جنجالیتر شد.
آقای کروبی نامه نوشت به سرلشگر فیروز آبادی جانشین فرماندهی کل قوا قبل از انتخابات و با لحنی تند به دخالت نظامیان در سیاست اعتراض کرد.
انتخابات ریاست جمهوری 88 با همه حواشی و حوادث تلخ بعد از آن به پایان رسید فرمانده سپاه سردار جعفری مصاحبه میکند و ضمن نام بردن از برخی بزرگان اصلاحات از شکست انقلاب مخملی و جنگ نرم میگوید باز هم اعتراضات زیاد از اردوگاه مخالفان و دشمنان جنگ نرم. این کل ماجرایی نیست که رسانههای اردوگاه چپ (در به کار بردن واژه چپ به جای اصلاح طلب بعد از ظهور پدیدهی مهندس موسوی تعمد دارم) ذیل عنوان عدم دخالت نظامیان در سیاست قبل حین و بعد از جریانات بهار و تابستان 88 به آن پرداختهاند.
سپاه پاسداران در اساسنامهاش آمده که مقابله با همه تهدیداتی که علیه نظام جمهوری اسلامی است وظیفه این نهاد است. و این شاهکلید فهم ماجراست. وقتی امام میگفتند که نظامیان نباید در سیاست دخالت کنند وقتی کسی از فرماندهان سپاه میخواست کار سیاسی کند امام توصیه میکردند که ابتدا دست از لباس نظامی بردارد. همه این توصیهها زمانی نبود که عدهای در اثنای رقابتهای سیاسی ساز و کار رقابت در چارچوب جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند.
زمانی که امام سخن میگفت از عدم دخالت نظامیان، شرایط ویژه ای بر فضای سیاسی کشور در دههی 60 حاکم شده بود پس از حوادث خونین بهار و تابستان 60 13خط امام و گفتمان امام خمینی و انقلاب اسلامی بر فضای سیاسی کشور سایه انداخت و این امر توانست اختلاف در جهانبینیها را کمرنگ نموده و معرکه ی آرای گروهای سیاسی بر عرصه ی عمومی را حاکم نماید در چنین شرایطی که مخالفان قانون اساسی که ارکان جمهوری اسلامی نظیر تفکر اسلامی ولایت فقیه , عدم وابستگی به بیگانگان و . . . را قبول نداشتند به تمامی از عرصه ی سیاسی کشور کنار گذاشته شده بودند بنابراین این توصیه به مقتضای زمان صحیح بود که کار سیاست را باید به سیاسان واگذار نمود
در صحنه ای از فیلم آژا نس شیشه ای سلمان پسر حاج کاظم به پدر میگفت: که مادرم گفته که من شما را خوب نمیشناسم آمده ام که بشناسم. تصور و تعریف درستی از فرمامندهان سپاه باید برای نسل سوم تبیین شود به این معناکه نویسنده سپاه و سپاهی را افرادی چون شهید نور علی شوشتری بزرگ میبیند افرادی که جانشان را بر کف دست گرفته اند و روز وشب نمیشناسند و همه چیزشان را برای حفظ نظام مردمسالاری دینی و امنیت مردم فدا میکنند. این شخصیتهای بزرگ باید توسط نسل سوم شناخته شوند. چنین کسانی که به گمان من اکثریت فرماندهان سپاه را تشکیل میدهند طمعی در قدرت ندارند و بنابراین غالباً وقتی چنین کسانی و سیستمی که چنین انسانهایی در آن کار میکنند در سیاست داخلی موضوعات سیاسی و رقابتهای سیاسی دخالت پنهان و آشکار میکنند نباید بر آنها خرده گرفت بلکه خروج برخی جریانهای سیاسی از چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و عدول آنها از قانون اساسی و چراغ سبزهایشان به بیگانگان باعث میشود تا عزیزان سپاه به جای معرکه ی آرا معرکه ی جهان بینی ها مشاهده کنند و به نفع گفتمان انقلاب اسلامی وارد میدان شوند اگر روزگاری چون گذشته تهدیدات استراتژیک در فضای سیاسی داخلی و عرصه ی عمومی رخت بر بندد آنگاه توصیه های امام برای عدم دخالت نظامیان در سیاست دوباره جاری خواهد بود. و رفتارهای سرداران را میتوان تخطئه نمود و تا قبل از آن سیاسان چپ باید خود را شکنند نه آینه را!
آیینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن آینه شکستن خطاست
به برادران مومنم
سلام به خدا و پيامبرش و سلام به مولاي مظلومان عالم مولايي كه اگر در حكومتش سهم باندهاي قدرت رو ميپرداخت و اگر اونها رو در حاكميت ميپذيرفت و اگر حقوق و شان طلحه الخير و سيف الاسلام رو روا ميداشت و مدارابا خالوا المومنين را ميپذيرفت متهم نميشد به ديكتاتوري و قدرت طلبي و ريختن خون مسلمانان؛ و اما بعد دوستان عزيزم كه در اعتقاد به مباني انقلاب اسلامي مشتركيم اما اكنون خود را در جريان مهندس موسوي ميبينند و يا گاه و بيگاه با اين موج همراه ميشوند. میخواهم نکاتی را به امید اجابت به شما بگویم اول آنكه اكثريت قابل توجهي از دانشگاهيان به دولت نهم و دهم عملكردها و موضعگيريهاي شخص رييس جمهور منتقدند. رفتارهاي غلطي مثل انتصابات عجيب و غريب مشايي و رحيمي، انتخاب وزراي زن علي رغم نظر برخي مراجع و طوماري كه همه ما در رد عملكرد رييس جمهور ميتوانيم بنويسيم و مسایلی که بعضا قابل دفاع نيستند. اما اين انتقادات و اختلافات و حتي دشمنيها دليل قانع كنندهاي براي ايجاد يك جريان برانداز و يا حمايت از آن نيست خود شما بهتر ميدانيد كه غبار فتنه در فضا پراكنده است در اين شرايط بايد مراقب بود نبايد شما با جرياني همراه شويد كه مديريتش به سمت ايجاد يك جمهوري ايراني است جرياني كه شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران و روزه خواري هوادارانش در روز قدس را اگر با تسامح بگويم به سكوت ميگذراند. برادران راه خودتان را گم نكنيد گاهي ميبينم كه جو روزگار شخصيت شما را در نورديده است.
بعضي از شما آدمهاي متشرع و مقلد مراجع هستيد لااقل رفتار مراجع عظام تقليد را مطابق نظر خود تفسير نكنيد نظرات آنها را عميقا دريابيد بعضي از مراجع اگرچه بعضا وضعيت مشابه شما دارند خطاهاي متفاوت ديدهاند و منتقد عملكردهاي دولتند اما اين به معني فتوا و مجوز قاطبه آنها براي بغي عليه حكومت اسلامي نيست. به تاريخ سالهاي نخستين انقلاب مراجعه كنيد ميبينيد كه فلان حاكم شرع تنها به دليل آتش گرفتن يك اتوبوس و به اتهام بغي عليه حكومت اسلامي عدهاي را محكوم و در اندك مدت اعدام كرده است. من نميگويم كه از اين اتفاقات خوشحالم بلكه در كشوري كه چنين حوادث تلخي رخ داده است به صرف وجود چند انتقاد و در صورت قانوني دانستن حاكميت جمهوري اسلامي شما حق نداريد رفتار مترادف قيام از خودتان بروز دهيد.
دوستان عزيزم كودتاگر واقعي و دروغگوي بزرگ را بشناسيد وقتي سايت قلم ساعت 1 بامداد شنبه ميگويد«به گزارش 40 هزار ناظر ما پاي صندوقها موسوي برنده انتخابات است» و بعد ادعا ميكند كه براي بسياري از ناظران ما كارت ورود صادر نشده و آنها را سر صندوقها راه ندادهاند. كساني كه در تماس با رهبري مدعي ميشوند كه در شهر شبستر 5000 راي احمدي نژاد آورده و 2000 راي ما و در زادگاه مهندس اين چطور ممكن است در حالي كه شبستر حدود 80هزار راي داشته كه حدود 39 هزار راي به كانديداي شكست خورده انتخابات داده شده و وقتي از آنها ميپرسند كه ماجرا چيست ميگويند در سايتمان بچهها گفتند ما هم به شما گفتيم. برادران عزيز مراقب باشيد كه نفع بزرگ حركات صادقانه شما را، اين دروغگوهاي بزرگ و كودتاگران خبيث نبرند.
فرزندان عزيز انقلاب قلب همه به واسطه تعديهايي كه همه ميدانيم مثل ماجراهاي بازداشتگاه كهريزك و كوي دانشگاه تهران و كشتههاي عجيب حادثه 30 خرداد مالامال از آلام است اما توجه به معلولها شما را نبايد از اصل ماجرا غافل كند. نظام بايد با همه دشمنان خود از جمله كساني كه به اسم نيروي نظام اسلامي به متهمان تعدي و در واقع به نظام ديني خيانت ميكنند برخورد كند و ان شا الله که چنین می کند اما مساله از آنجا آغاز ميشود كه عدهاي به خاطر سابقه انقلابي و توهم شاگردي خميني كبير احساس كنند كه بايد حتما منتخب تودههاي ملت باشند و بخواهند قدرت را ولو با فريب برخي مردم و كشاندن آنها به خيابانها و اعمال زور و قدرت و تحت فشار گذاردن حاكميت قبضه كنند ماجرا از اقدام به شبه كودتا شروع ميشود زماني كه هنوز رايها از صندوق انتخابات در نيامده برخي مصاحبه ميكنند و خود را پيروز آن ميدانند. مسائل حاشيه اي نبايد مارا از اين واقعه شوم غافل كند. ادعاي تلفن زدنها و تقلب سازمانيافته امروز كجا رفته است؟ آيا اگر ديگي براي شما نجوشد بايد آنرا چپ كنيد؟ اين كارها را خداي ناكرده از امام ياد گرفتيد؟
ميدانم بهتر از شما ميدانم كساني كه افرادی از مجموعه تحت امرشان می خواستند برای انصراف از استیضاح چك 5 ميليوني به نمایندگان مردم بدهند و از شايستگي احمدينژاد براي پيامبري در حضورش سخن ميگفتند امروز منصوب رييس جمهور برای مناصب کلیدی اند و چيزهايي بيشتر هم كه رسانهاي نشده در نقد عملكرد رييس جمهور ميدانم اما چاره كار اين است كه همراه موجي شويم كه خانمان نظام جمهوري اسلامي را كه پدرانمان با همه وجود برنشاندند و محصول سالها تلاش و مظلوميت علماي شيعه است هدف گرفته است و يا سرخورده شويم و رحل جلاي وطن برگيريم رفقاي من والله چاره اين نيست.میخواستم نوشتن در اِين وبلاگ را با تبيينی خود نوشته از تفاوت نظر رهبری و آقای هاشمی در اداره کشور شروع کنم و منشا و محل اختلافات و ايدئولوژِی و استراتژی و هدف و جامعه آرمانی مربوط به هر شيوه رو بيان کنم اما به اين نتيجه رسيدم که الان مساله روز چيز ديگهای شده:
سالهای حدود 81 و 82 بود به روال معمول اين سالهای دانشگاه. بين بر و بچههای مذهبی هم دانشکدهای رايج شده بود که به دنبال يه آدم میگشتند که اونها رو تربيت کنه. کسیکه در همه امور راهنمای اونها باشه يک سالک به مقصد رسيده يک معلم اخلاق يک حاجی آقای حسابی تو اين راه از روی اخلاص تقريبا به هر کسی آويزون میشدند و هر گروه و دستشون يک حاج آقا برای خودشون دست و پا میکردند. حاج آقای فلانی و حاج آقای بيساری حاجی بزرگ جمع بود و جلسات اخلاقی که به همت مريدها تشکيل میشد و حاجیها خودشون اکثراً مخالف بودند. يه نکته مهم وجود داشت اينکه اکثر اين حاج آقاها از معروفيت و شأن و جايگاهی در بين اهل علم برخوردار نبودند و بيشترشون مکلا بودند اما بقول مريدها از علما «اسلامشناستر».
بقول مجتبی اين نوع دينداری فقط در تهران رايج است در قم از اين خبرها نيست و اصلا رويکرد علمايی اخلاقی مثل مرحوم بهائ الدينی از يک سنخ ديگست.
حالا فرض کنيد فقط فرض کنيد فرض محال که محال نيست يکی از اين حاجیهای مدعی که مريدها به وصل بودن سيم اونها و ارتباطات کذا و کذای اونها اعتقاد راسخ دارند و حرفای خيلی قشنگ میزنن که با دل آدم بازی میکنه و مريدها در همه امور شخصی و مصاديق پيش روشون از اونها تو زندگی مشورت میگيرن يک مريد داشته باشه يه شاگرد که مثلاً رييس جمهور بشه اينجاست که اعوجاج اجتماعی خودش رو به ما نشون میده.
روحانيت شيعه در طول تاريخ تشيع به دنبال تفقه در دين بوده، به اين معنی که حکم خدا را با عنايت به منابع 4 گانه کشف کنه و اين تمايز روحانيت شيعه از اسلام و معنويتهای من درآوردی و اوهام يا تصورات و تجربيات دينی است و اين اسلام تفقهی مؤلفههايی برای تمييز از راههای انحرافی داره که بعدها به اون خواهم پرداخت.
اين جدايی از روحانيت اصيل اهل تفقه میتواند منجر به انحرافات عميق در رفتار مريدان اين حاجیهای محفلی بشه! انحرافی مثل ايستادگی در برابر ولی فقيه به بهانه حاج آقا.مواظب خودتون و اين جور محفلهای عرفان زدگی باشيد سراغ علمای ربانی بريد. آدمهايی فقیه که حرف خدا رو به شما منتقل میکنند نه منویات و شتحیات و اوهام و تجربیات معنوی خودشون رو. والسلام.